نیت و فال · غزل شمارهٔ ۱۳

می‌دمد صبح و کله بست سحاب

می‌دمد صبح و کله بست سحاب الصبوح الصبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخ لاله المدام المدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیم بهشت هان، بنوشید دم به دم می ناب

تخت زمرد زده است گل به چمن راح چون لعل آتشین دریاب

در میخانه بسته‌اند دگر افتتح یا مفتح الابواب

لب و دندانت را حقوق نمک هست بر جان و سینه‌های کباب

این چنین موسمی عجب باشد که ببندند میکده به شتاب

بر رخ ساقی پری پیکر همچو حافظ بنوش باده ناب

معنی فارسی

ابرها هنوز روی افق‌اند، اما سپیده در راه است. نگرانی‌هایی که ذهن را پر کرده‌اند، به‌زودی سبک می‌شوند؛ گشایش شاید آرام و بی‌صدا از راه برسد.

English translation

The morning is rising, though the clouds still gather at the horizon.

Every trouble in my heart will find its answer.