غزل عاشقانه · غزل شمارهٔ ۱۰۰
غزل شمارهٔ ۱۰۰
دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد
معنی فارسی
به تازگی برای انجام کاری برنامه ریزی کرده اید و قصد آغاز آن را دارید، توکل لازمه ی موفقیت در هر چیزی است، به خداوند توکل کنید و قدم در مسیر بگذارید که خیر شما در آن است و عاقبت خوبی به همراه خواهد داشت. چقدر خودتان را برای مسائل مالی و دنیوی عذاب می دهید و غصه می خورید؟! غم و غصه را کنار گذاشته و خوشحال باشید که به زودی هم مقام بالا و هم ثروت کلانی به دست خواهید آورد.